u امام مهدي و آخرالزمان

دنيا را بران که محبّت دنيا، کور و کر و لال مي کند و سرفرازان را خوار . [امام علي عليه السلام]

اوقات شرعي
پنجشنبه 7 شهريور 1387

:: RSS 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 7727

:: بازديدهاي امروز :10

vموضوعات وبلاگ

فلسفه
مذهب
اعتقادات و کلام
دوران غيبت
ظهور و علائم آن
اخلاق و عرفان

vلوگوي وبلاگ

امام مهدي و آخرالزمان

vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

vوبلاگ دوستان

::قرآن::
دين اسلام
آخرين منجي
پرسش و پاسخ مهدوي
داستان هايي از امام زمان
لينکستان سايتهاي اسلامي
ماه رمضان
بسيجيان
.::آخرالزمان::.

vمطالب قبلي

vآهنگ وبلاگ

vجستجو در وبلاگ

! + حضرت محمد (ص) و غيبت امام مهدي (عج)

يکشنبه 27/5/1387 :: ساعت 11:22 صبح

::بسم رب المهدي (عج)::


ميلاد با سعادت حضرت مهدي موعود (عج) بر شيعيان و منتظران حضرت مبارک باد.


 



 


پيامبر اکرم (ص) : مهدي از فرزندان من است اسم او اسم من و کنيه او کنيه من است ، از نظر اخلاق و رفتار شبيه ترين مردم به من است ، براي او غيبت و حيرتي است که امتها در آن گمراه شوند ، سپس مانند شهاب ثاقب پيش ايد و زمين را پر از عدل و داد نمايد همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.


 امام محمد باقر (ع) از پيامبر اکرم (ص) روايت مي کند که فرمود: خوشا بر احوال کسي که قائم اهل بيت مرا ادراک کرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد ، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد ، چنين کسي در روز قيامت از رفقا و دوستان من و گرامي ترين امت من خواهد بود.


امام علي (ع) از حضرت محمد (ص) روايت مي کند که حضرت فرمودند : برترين عبادت انتظار فرج است.


 ابن عباس از رسول خدا (ص) روايت کرده که فرمود : علي بن ابي طالب پس از من امام امت و خليفه من بر انان خواهد بود و قائم منتظري که زمين را پر از عدل و داد نمايد همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد از فرزندان اوست و قسم به خدايي که مرا بشير و نذير مبعوث فرمود کساني که در دوران غيبتش بر اعتقاد بدو ثابت باشند از کبريت احمر کمياب ترند ؛  آنگاه جابربن عبدالله انصاري گفت : آيا قائمي که از فرزندان توست غيبت دارد؟ فرمود : به خدا چنين است تا در آن غيبت مومنان باز شناخته شده و کافران نابود شوند ، اي جابر! اين امر از امور الهي و سري از اسرار ربوبي و مستور از بندگان خدا است ، مبادا در آن شک کني که شک در امر خداي تعالي کفر است.


 از امام صادق (ع) روايت است که پيامبر اکرم (ص) به علي (ع) فرمود : اي علي ! بدان که شگفت انگيزترين مردم از جهت ايمان و عظيم ترين آنها از روي يقين ، مردمي هستند که در آخرالزمان خواهند بود پيامبر را نديده اند و از امام نيز محجوبند ، اما به سوادي که بر بياضي رقم خورده است ايمان دارند.


-----------------------------


منبع: کمال الدين و تمام النعمه ، ج 1، باب 25


 


التماس دعا


¤نويسنده: منتظر

? نوشته هاي ديگران

! + امام حسين (ع) و حضرت مهدي (عج)

دوشنبه 24/10/1386 :: ساعت 8:1 عصر

بسم رب المهدي (عج)


ايام شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) ، حضرت عباس (ع) و اصحاب وفادارشان را خدمت شما دوستان عزيز تسليت عرض مي کنيم.





1- عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق از امام محمد باقر از امام سجاد (ع) نقل مي کند که امام حسين (ع) فرمودند: در نهمين فرزند من سنتي از يوسف و سنتي از موسي بن عمران است ، او قائم ما اهل بيت و خداي تعالي امر او را در يک شب اصلاح فرمايد.کمال الدين و تمام النعمه باب 30


 


2-از امام حسين (ع) روايت است که فرمودند : قائم اين  امت نهمين از فرزندان من است او صاحب غيبت است و او کسي است که ميراثش را در حياتش تقسيم مي کند. کمال الدين و تمام النعمه باب 30


 


3- عبدالله بن عمر از امام حسين (ع) روايت مي کند که حضرت فرمودند: اگر از عمر دنيا جز يک روز باقي نمانده باشد خداوند آن روز را به قدري طولاني فرمايد تا آنکه مردي از فرزندان من خروج نمايد و زمين را از عدل و داد آکنده سازد هم چنان که پر از ظلم و جور شده باشد ، از رسول خدا (ص) چنين شنيدم. کمال الدين و تمام النعمه باب 30


 


4- روايت است که عيسي خشّاب از امام حسين (ع) سوال کرد : آيا  شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود : خير ، وليکن صاحب الامر طريد و شريد و خونخواه پدرش و داراي کنيه عمويش مي باشد ، او شمشير را هشت ماه روي دوش خود مي نهد. کمال الدين و تمام النعمه باب 30


 


5- از امام حسين (ع) روايت است که فرمودند : براي او غيبتي است که گروهي از دين برمي گردند و گروهي ثابت قدم مي مانند . به ثابت قدمان گفته مي شود: اگر راست مي گوييدچه زماني اين وعده تحقق مي پذيرد ؟


آگاه باشيد که بردباران در عصر غيبت در مقابل آزار و تکذيب همانند مجاهدان و جنگجوياني هستند که در حضور رسول الله شمشير زده اند. اعلام الوري ، ص 348


 


يا ابا عبدالله


 


التماس دعا


¤نويسنده: منتظر

? نوشته هاي ديگران

! + سفياني

سه‏شنبه 29/12/1385 :: ساعت 8:25 عصر

بسم رب المهدي (عج)


 روايات اسلامي بيانگر اين مطلب هستند که در اواخر غيبت حضرت حجت مردي از نسل ابو سفيان قيام مي کند و باعث آشوب و فتنه مي شود و بر مناطق پنج گانه(شام) حکومت مي کند.


ادامه مطلب...

¤نويسنده: منتظر

? نوشته هاي ديگران

! + نشانه هاي ظهور

دوشنبه 29/12/1384 :: ساعت 9:33 صبح

::بسم الله الرحمن الرحيم::


نشانه هاي ظهور به دو گروه : نشانه هاي حتمي و نشانه هاي غير حتمي تقسيم مي شوند.


نشانه هاي حتمي : اين دسته از علائم و نشانه ها بايد به وقوع به پيوندند و قبل از وقوع آنها منجي ظهور نخواهد کرد.نشانه هاي غير حتمي : اين علائم به شرايطي وابسته هستند و اگر محقق هم  نشوند منجي ظهور خواهد کرد.


نشانه هاي حتمي ظهور عبارتند از : -خروج سفياني - صيحه آسماني - قتل نفس الزکيه - خسف - نشانه اي در خورشيد-خروج يماني


علائم و نشانه هاي غير حتمي بسيارند که بيشتر آنها به فساد و جور ايجاد شده در آخرالزمان مي پردازند که عبارتند از : اختلاف در ميان امت اسلام ، انحراف بنى عباس و از هم گسستن حکومت آنان ، جنگهاى صليبى ، فتح قسطنطنيه به دست مسلمانان ، در آمدن پرچمهاى سياه از ناحيه خراسان ، خروج مغربى در مصر و تشکيل دولت فاطميان ، وارد شدن روميان در منطقه رمله و شام ، رها شدن کشورهاى عرب از قيد استعمار، بالا آمدن آب دجله و سرازير شدن آن به کوچه هاى کوفه ، بسته شدن پل بر روى دجله ، اختلاف بى شرق و  غرب و جنگ و خون ريزى فراوان و صدها نشانه ديگر نمونه هايي از اين نوع علائم هستند.


انشاءالله در نوشته هاي بعدي به تفسير هر يک از اين نشانه ها مي پردازيم.


¤نويسنده: منتظر

? نوشته هاي ديگران

! + غيبت صغرى و کبرى

جمعه 11/9/1384 :: ساعت 9:36 صبح

((بسم الله الرحمن الرحيم))


 


معمولا در کتاب هاى مربوط به امام زمان (عليه السلام) زندگى حضرت را به سه دوره تقسيم مى کنند:



1-کودکي


2-غيبت صغري


3-غيبت کبري 


 


غيبت صغرى از سال 260 تا 329 هجرى قمرى ادامه داشته و چون اين دوره کوتاه است، به آن غيبت صغرى گفته مى شود. حضرت در اين دوره چهار نايب خاص داشتند:



1 ـ عثمان بن سعيد عمروى


2 ـ محمد بن عثمان عمروى


3 ـ حسين بن روح نوبختى


4 ـ على بن محمد سمرى


 


حضرت از طريق اين چهار نايب به سؤالات و نيازهاى مردم پاسخ مى دادند و از طريق آن ها دستوراتى براى افراد صادر مى فرمودند.



غيبت کبرى از سال 329 هجرى قمرى آغاز شده و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت، و به جهت طولانى بودن مدت آن به غيبت کبرى معروف شده است.



حضرت مهدى (عليه السلام) در اين دوره نايب خاصى تعيين نکرده، بلکه فقهاى جامع الشرايط را به عنوان نواب عام خود تعيين نموده اند تا به نيازهاى شرعى، اعتقادى و اجتماعى مردم در چارچوب احکام شرعى پاسخ هاى لازم را تهيه و ارائه نمايند.


 


در اين زمينه در توقيعى که از ناحيه ى آن حضرت صادر شده است مى خوانيم: «وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليکم و انا حجة الله»1. «در رخدادها و پيش آمدهايى که در آينده روى خواهد داد به راويان احاديث ما رجوع کنيد، زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم».


 همچنان امام حسن عسکرى (عليه السلام) در ضمن يک حديث طولانى مى فرمايد: «هر کدام از فقها که نگهدارنده ى نفس خود از انحرافات است و صبر انقلابى دارد و حافظ دين خود و مخالف هوا و هوس خود و مطيع فرمان خدا باشد، بر عوام است که از وى تقليد کنند2 .   


 


علت اين که به آن ها نايب عام گفته مى شود اين است که آنان نمى توانند هر روز خدمت امام زمان (عليه السلام) برسند، و حضرت ايشان را به صورت کلى و تحت عنوان فقها، و راويان احاديث ما تعيين کرده اند، بخلاف نواب خاص که مستقيماً و


شخصاً از طرف حضرت تعيين شده بودند.


__________________________________________


1-احتجاج، ج 2، ص 470، بحارالانوار، ج 53، ص 181. کشف الغمة، ج 2، ص 531


2- وسائل الشيعه، ج 18، ص 101


 


¤نويسنده: منتظر

? نوشته هاي ديگران

! + امام زمان

جمعه 27/8/1384 :: ساعت 9:38 صبح


بسم الله الرحمن الرحيم


داستان تولد امام زمان(ع)


شرايط زمان تولد امام زمان (عليه السلام) شرايط عادى نبود، زيرا طبق روايات منقول از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مهدى آل محمد (عليه السلام)ـ آن که ستمگران را نابود و زمين را پر از عدل و داد مى کند ـ فرزند امام حسن عسکرى (عليه السلام) است. از اين رو دستگاه خلافت عباسى امام حسن عسکرى (عليه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندى از ايشان به دنيا آيد، او را بکشد، همان گونه که فرعون، در کمين بود تا اگر حضرت موسى (عليه السلام) به دنيا آيد، او را به قتل برساند. در اين شرايط خفقان و غير عادى، حضرت مهدى (عليه السلام) مخفيانه به دنيا آمدند.


 


جريان تولد حضرت را حکيمه خاتون، دختر امام جواد (عليه السلام) و عمه ى امام حسن عسکرى (عليه السلام) اين گونه بازگو کرده است:


«ابو محمد امام حسن عسکرى (عليه السلام)شخصى را دنبال من فرستاد که امشب ـ شب نيمه ى شعبان ـ براى افطار نزد ما بيا، زيرا خداوند امشب حجتش را آشکار مى کند. پرسيدم اين مولود از چه کسى است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض کردم: من در نرجس خاتون آثار باردارى نمى بينم حضرت فرمود: موضوع همين است که گفتم.


 


من در حالى که نشسته بودم، نرجس آمد و کفش مرا از پايم بيرون آورد و فرمود: بانوى من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و خانواده ام هستى. او از سخن من تعجب کرد و ناراحت شد و فرمود: اين چه سخنى است؟ گفتم: خداوند در اين شب به تو فرزندى عطا مى کند که سرور و آقاى دنيا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از اين سخن من خجالت کشيد.


 


بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسى از نيمه ى شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقيب نماز به خواب رفتم و دوباره بيدار شدم. در اين هنگام، نرجس نيز بيدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بيرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; ديدم فجر اول طلوع کرده و نرجس در خواب است. در اين حال، به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا آشکار نشد؟! نزديک بود شکى در دلم ايجاد شود که ناگهان حضرت امام حسن عسکرى (عليه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: اى عمه! شتاب مکن که موعود نزديک است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «يس» شدم. در اين هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتى از خواب بيدار شد. من او را به سينه چسباندم و نام خدا را بر زبان جارى کردم. امام حسن عسکرى (عليه السلام) فرمود: سوره ى قدر را برايش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسيدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولايت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ى قدر را خواندم. کودک نيز در شکم مادر، همراه من سوره ى قدر را خواند که من ترسيدم. در اين هنگام پرده ى نورى ميان من و او کشيده شد، ناگاه متوجه شدم کودک ولادت يافته است. چون جامه را از روى نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذکر خدا بود. هنگامى که او را برگرفتم، ديدم پاک و پاکيزه است. در اين موقع حضرت امام حسن عسکرى (عليه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بياور. وقتى نوزاد را نزد حضرت بردم، وى را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم کودک دست کشيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله» پس از آن به امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و ساير امامان معصوم (عليهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسيد فرمود: «اللهم انجزلى وعدى و اتمم لى امرى و ثبت و طأتى واملاء الارض بى عدلا و قسطاً» «پروردگارا! وعده ى مرا قطعى گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمين را به وسيله ى من از عدل و داد پر کن


 


در روايت ديگرى آمده است: چون حضرت مهدى (عليه السلام) متولّد شد، نورى از او ساطع گرديد که به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفيد را ديدم که از آسمان به زير مى آمدند و بال هاى خود را بر سر و روى و بدن آن حضرت مى ماليدند و پرواز مى کردند. پس امام حسن عسکرى (عليه السلام) مرا آواز داد که اى عمه! فرزند را برگير و نزد من بياور، چون برگرفتم، او را ختنه کرده و ناف بريده و پاک و پاکيزه يافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً»





 بحارالانوار، ج 51، ص 19، منتهى الامال، ج 2، ص 285، غيبت شيخ طوسى ص 141.



¤نويسنده: منتظر

? نوشته هاي ديگران